یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛ یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب: حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

شمه‌ای از ادب الهی حضرت امام رضا علیه‌السلام

چهارشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۳۷ ب.ظ

کمال انسان، نیکوترین سجیت، بافضیلت‌ترین شرافت و بهترین میراث انبیاء «ادب» است.[1]

امام رضا علیه‌السلام نمونۀ کاملی از کسانی بود که مؤدب به ادب الهی و مزین به آداب اخلاقی بودند.

 

از ابراهیم‌بن‌عباس روایت شده که در مورد اخلاق و فضائل حضرت امام رضا علیه‌السلام گفته است:


«مَا رَأَیْتُ‌ أَبَا الْحَسَنِ‌ الرِّضَا عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌ جَفَا أَحَداً بِکَلاَمِهِ‌ قَطُّ‍‌»

هرگز ندیدم حضرت امام رضا علیه‌السلام با سخن خود کسى را برنجاند


«وَ مَا رَأَیْتُ‌ قَطَعَ‌ عَلَى أَحَدٍ کَلاَمَهُ‌ حَتَّى یَفْرُغَ‌ مِنْهُ‌»

هرگز ندیدم سخن کسى را قطع کند تا او صحبت خود را تمام می‌کرد


«وَ مَا رَدَّ أَحَداً عَنْ‌ حَاجَةٍ‌ یَقْدِرُ عَلَیْهَا»

هرگز محتاجى را بدون این‌که به‌قدرتوانش او را بی‌نیاز کند رد نکرد


«وَ لاَ مَدَّ رِجْلَیْهِ‌ بَیْنَ‌ یَدَیْ‌ جَلِیسٍ‌ لَهُ‌ قَطُّ‍‌‌ وَ لاَ اتَّکَأَ بَیْنَ‌ یَدَیْ‌ جَلِیسٍ‌ لَهُ‌ قَطُّ‍‌»

هرگز پاهاى خود را مقابل کسى که نشسته بود دراز نمی‌کرد و در مقابل کسى که نشسته بود تکیه نمی‌کرد


«وَ لاَ رَأَیْتُهُ‌ شَتَمَ‌ أَحَداً مِنْ‌ مَوَالِیهِ‌ وَ مَمَالِیکِهِ‌ قَطُّ‍‌»

هرگز به غلامان خود ناسزا نمی‌گفت


«وَ لاَ رَأَیْتُهُ‌ تَفَلَ‌ قَطُّ‍‌»

هیچگاه ندیدم که آب دهان به زمین بیاندازد


«وَ لاَ رَأَیْتُهُ‌ یُقَهْقِهُ‌ فِی ضَحِکِهِ‌ قَطُّ‍‌ بَلْ‌ کَانَ‌ ضَحِکُهُ‌ التَّبَسُّمَ‌»

هیچگاه ندیدم که در موقع خنده قهقهه کند؛ بلکه خنده آن جناب تبسم بود


«وَ کَانَ‌ إِذَا خَلاَ وَ نُصِبَتْ‌ مَائِدَتُهُ‌ أَجْلَسَ‌ مَعَهُ‌ عَلَى مَائِدَتِهِ‌ مَمَالِیکَهُ‌ حَتَّى الْبَوَّابِ‌ وَ السَّائِسِ‌»

اگر در خلوت سفرۀ غذایش را می‌گستردند، غلامان خود را بر سفره خویش می‌نشاند، حتى دربانها و مسئول چهارپایان را


«وَ کَانَ‌ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌ قَلِیلَ‌ النَّوْمِ‌ بِاللَّیْلِ‌ کَثِیرَ السَّهَرِ یُحْیِی أَکْثَرَ لَیَالِیهِ‌ مِنْ‌ أَوَّلِهَا إِلَى الصُّبْحِ‌»

شبها کم می‌خوابید و بسیار بیدار بود؛ بیشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب‌زنده‌دار بود


«وَ کَانَ‌ کَثِیرَ الصِّیَامِ‌ فَلاَ یَفُوتُهُ‌ صِیَامُ‌ ثَلاَثَةِ‌ أَیَّامٍ‌ فِی الشَّهْرِ وَ یَقُولُ‌ ذَلِکَ‌ صَوْمُ‌ الدَّهْرِ»

خیلى روزه می‌گرفت؛ روزه سه روز (مخصوص) در ماه از او فوت نمیشد و می‌فرمود این سه روز روزه تمام عمر است


«وَ کَانَ‌ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌ کَثِیرَ الْمَعْرُوفِ‌ وَ الصَّدَقَةِ‌ فِی السِّرِّ وَ أَکْثَرُ ذَلِکَ‌ یَکُونُ‌ مِنْهُ‌ فِی اللَّیَالِی الْمُظْلِمَةِ‌»

خیلى صدقه می‌داد و بیشتر این صدقه‌ها را در پنهانى و در شبهاى تاریک می‌کرد.[2]

 

از نادر خادم حضرت امام رضا علیه‌السلام نز روایت شده:

زمانی که یکی از ما مشغول خوردن غذا بود آن حضرت کاری از ما نمی‌خواست و صبر می‌کرد تا از خوردن غذا فارغ می‌شدیم و سپس انجام آن کار را از ما می‌خواست.[3]



[1] غررالحکم، تلخیص چند روایت از امیرالمؤمنین علیه‌السلام

[2] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏49، ص 90

[3] الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏6 ؛ ص 298

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی