یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛ یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب: حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

على بن ابى رافع گوید: من مسؤول بیت‏ المال على بن ابى طالب علیه السلام و کاتب ایشان بودم و در بیت‌المال حضرت یک گردنبند لولوء بود. دختر امیرالمؤمنین ‌السلام کسی را نزد من فرستاد و به من پیام داد که دوست دارم گردنبند لولویى که در بیت المال است را به عاریه به من دهى تا در روزهاى عید قربان خودم را با آن بیارایم». من هم به دختر امیرالمؤمنین پیام دادم که: اى دختر امیرالمؤمنین، این به عنوان عاریه ‏اى مضمونه که باید بازگردانده شود خواهد بود. ایشان هم پذیرفت و گفت: باشد به عنوان عاریه مضمونه که پس از سه روز بازگردانده مى ‏شود. پس از آن، گردنبند را به او دادم.

وقتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن گردنبند را در گردن دخترشان دیدند و آن را شناخت به او فرمود: «این گردنبند از کجا پیش تو آمده است»؟

او هم پاسخ داد: من این را از على بن ابى رافع- خزانه ‏دار بیت‌المال امیرالمؤمنین- گرفته ‏ام تا در عید خودم را با آن زینت کنم و پس از آن بازگردانم.

على بن ابى رافع گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام به من پیام داد و من نزد ایشان رفتم. ایشان به من فرمود: آیا تو به مسلمانان خیانت مى‏کنى اى ابن ابى رافع؟

به حضرت گفتم: به خدا پناه مى ‏برم از این که به مسلمانان خیانت کنم!

حضرت فرمود: چگونه گردنبندى که در بیت‌المال مسلمانان بوده - بدون رضایت من و رضایت مسلمانان- آن را به دختر امیرالمؤمنین عاریه داده ‏اى؟

گفتم: اى امیرالمؤمنین، او دختر شما بود و از من خواست که به او عاریه دهم تا خویش را با آن زینت کند؛ من هم آن را به عنوان عاریه مضمونه مردوده عاریه دادم و ضمانت آن را در مال خودم به عهده گرفتم و بر من است که آن را سالم به جایگاهش بازگردانم.

حضرت فرمود: همین امروز آن را بازگردان و مبادا که مجددا چنین کارى کنى که در این صورت کیفرم به تو مى‏ رسد.

 آن‏گاه امام فرمود:

«أَوْلَى لِابْنَتِی لَوْ کَانَتْ أَخَذَتِ الْعِقْدَ عَلَى غَیْرِ عَارِیَّةٍ مَضْمُونَةٍ مَرْدُودَةٍ لَکَانَتْ إِذَنْ أَوَّلَ هَاشِمِیَّةٍ قُطِعَتْ یَدُهَا فِی سَرِقَةٍ»

واى بر دخترم! اگر این گردنبند را به شکل عاریه مضمونه مردوده نگرفته بود، هر آینه اولین زن هاشمى بود که دستش براى سرقت قطع مى‏شد.

على بن ابى رافع گوید: فرموده حضرت به دخترشان رسید. او به امیرالمؤمنین گفت: اى امیرالمؤمنین، من دختر تو و پاره تن توام! چه کسى از من به این گردنبند سزاوارتر است که آن را بر گردن کند؟ امیرالمؤمنین علیه السلام به دخترشان فرمود:

«یَا بِنْتَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ لَا تَذْهَبَنَّ بِنَفْسِکِ عَنِ الْحَقِّ أَ کُلُّ نِسَاءِ الْمُهَاجِرِینَ تَتَزَیَّنُ فِی هَذَا الْعِیدِ بِمِثْلِ هَذَا»

اى دختر على بن ابى طالب، خویش را از حقّ جدا نکن. آیا همه زنان مهاجر در این عید این گونه خود را زینت مى‏ کنند؟!

على بن ابى رافع گوید: من گردنبند را از دختر امیرالمؤمنین گرفتم و آن را به جایگاهش برگرداندم».[1]

 

چند نکته دربارۀ روایت:

1. عاریه آن است که انسان مال خود را به دیگرى بدهد که از آن استفاده کند و در عوض چیزى هم از او نگیرد.[2]

مراد از «عاریۀ مضمونه» عاریه ای است که برای برگرداندن آن ضمانت قرار داده شده است. در این روایت، کلیددار بیت المال خود را ضامن پس دادن این عاریه قرار داده بود. همچنانکه در ادامۀ روایت آمده است.

2. با توجه به عفت، حجاب و حیائی که خاندان اهل بیت علیهم السلام از آن برخوردار بودند، یقیناً مراد از آراستن با گردنبند در ایام عید قربان که دختر حضرت علی علیه السلام از آن یاد کرد، آراستن خویش در نزد زنان و محارم بود، نه دیگران.

3. ظاهراً این خطای دختر امیرالمؤمنین علیه السلام ناشی از این تصور اشتباه بود که «اشکالی ندارد مالی از بیت المال مسلمین را برای چند روز و بدون اینکه به تملک درآورد با قرار ضمانت به عاریت گرفت»؛ همچنانکه کلام امیرالمؤمنین علیه السلام که در ادامه آمده است (اگر این گردنبند را به شکل عاریه مضمونه مردوده نگرفته بود، هر آینه اولین زن هاشمى بود که دستش براى سرقت قطع مى‏شد) دلالت بر این مطلب میکند.

4. در این که این شخص کدام یک از دختران امیرالمؤمنین است، اشاره ای نسبت به این مسئله نشده؛ ولی با توجه به تعداد زیاد دختران حضرت[3] و همچنین از آنجا که برخی از دختران حضرت عالمۀ فاضله بودند،[4] معلوم می‌شود مراد از این شخص که در روایت آمده، یکی دختران غیر معروف آن حضرت بود.

5. این روایت حکایت از شدت عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام دارد و بیانگر این است که آن حضرت چقدر نسبت به بیت المال مسلمین امانت دار بود که حتی اجازه نداد دختر خودش گردبند بیت المال را به عنوان عاریۀ تضمین شده استفاده نماید.



[1] تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏10، ص 151 و 152؛ منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏30، ص 965

[2] توضیح المسائل (امام خمینى)، ص 494؛ ، مسأله 2224

[3] بنابر برخی نقل‌ها حضرت علی علیهالسلام 18 دختر داشت (مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 304)

[4] در روایتی چنین نقل شده که حضرت امام سجاد علیه السلام، عمۀ خود حضرت زینب سلام الله علیها را «عالمه و فهمیده‌ای نامیدند که محتاج به تعلیم و تفهیم نبوده است» (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏2، ص 305)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی