یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛ یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب: حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

امام زین العابدین علیه السلام امام چهارم شیعیان است که بعد از امام حسین علیه السلام امامت امت را برعهده داشته است.

شاید برخی چنین گمان کنند که «قرار بود بعد از امام حسین علیه السلام امامت به پسر بزرگ آن حضرت یعنی حضرت علی اکبر علیه السلام برسد، ولی علی اکبر علیه السلام در کربلا پیش از امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، امامت به فرزند بعدی یعنی امام حسین علیه السلام منتقل شد»!

در حالی که این تصوری کاملا باطل و اشتباه است. چرا که ائمۀ بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله، با تعداد و ترتیب و نام هایشان توسط رسول خدا و از جانب خداوند دقیقاً مشخص شده بود. به عبارت دیگر از اول هم قرار بود امام سجاد بعد از امام حسین علیهماالسلام امام شوند و اصلا از ابتدا هم قرار نبود حضرت علی اکبر علیه السلام امام شود.

 

یکی از روایات که حکایت از تعیین ائمه علیهم السلام از جانب خداوند و توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله -حتی قبل از تولد بسیاری از ائمه علیهم السلام- می‌کند، روایت جابر بن عبدالله انصاری است که نقل کرده:

جُنْدَب بْن جُنَادَة» که از یهودان خیبر بود محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله رسید و بعد از اینکه اسلام آورد عرض کرد: دیشب حضرت موسى بن عمران علیه السّلام را در خواب دیدم به من فرمود:

«یَا جُنْدَبُ أَسْلِمَ عَلَى یَدِ مُحَمَّدٍ وَ اسْتَمْسِکْ بِالْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدِهِ»

اى جندب! به دست محمد اسلام آور، و به اوصیاى پس از او متمسک شو؛

خداوند اسلام را روزى من فرمود و مسلمان شدم؛ اکنون از اوصیاى خود مرا آگاه فرما تا به آنان متمسک گردم؟

حضرت فرمود:

«یَا جُنْدَبُ أَوْصِیَائِی مِنْ بَعْدِی بِعَدَدِ نُقْبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ»

اى جندل! اوصیاى پس از من به عدد نقیبان بنى اسرائیل هستند.

جندب عرض کرد: اى رسول خدا به طورى که ما در تورات دیده‏ایم آنها دوازده تن بوده‏اند.

فرمود:

«نَعَمْ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ»

آرى، امامان پس از من دوازده نفرند.

عرض کرد: اى رسول خدا! همگى آنها در یک زمانند؟

فرمود:

«لَا وَ لَکِنَّهُمْ خَلَفٌ بَعْدَ خَلَفٍ فَإِنَّکَ لَا تُدْرِکُ مِنْهُمْ إِلَّا ثَلَاثَةً»

نه، بلکه یکى پس از دیگرى بیایند، و تو به جز سه نفر آنان را درک نخواهى کرد؛

جندب عرض کرد: یا رسول الله؛ نام آنها را برایم بگو.

حضرت فرمود:

«نَعَمْ إِنَّکَ تُدْرِکُ سَیِّدَ الْأَوْصِیَاءِ وَ وَارِثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبَا الْأَئِمَّةِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ بَعْدِی ثُمَّ ابْنَهُ الْحَسَنَ ثُمَّ الْحُسَیْنَ فَاسْتَمْسِکْ بِهِمْ مِنْ بَعْدِی وَ لَا یَغُرَّنَّکَ جَهْلُ الْجَاهِلِینَ فَإِذَا کَانَتْ وَقْتُ وِلَادَةِ ابْنِهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ سَیِّدِ الْعَابِدِینَ‏ یَقْضِی‏ اللَّهُ‏ عَلَیْهِ وَ یَکُونُ آخِرُ زَادِکَ مِنَ الدُّنْیَا شَرْبَةً مِنْ لَبَنٍ تَشْرَبُهُ»

اوّلى آنها که تو او را درک میکنی، سیّد اوصیاء و وارث پیغمبران پس از من و پدر امامان على بن ابى طالب علیه السّلام است. سپس دو فرزندش حسن و حسین هستند که تو آنها را نیز درک خواهی کرد. پس (اى جندل) به دامان ایشان پس از من چنگ بزن و نادانى نادانان (و انکارشان آنها را) فریبت ندهد؛ و هنگامى که زمان ولادت فرزند (حسین علیه السلام) «على‌بن‌الحسین» سید العابدین فرا رسد مرگ تو می‌رسد و آخرین توشه تو از دنیا شربت شیرى است که می‌آشامی.

عرض کرد: اى رسول خدا! آنها را در تورات «الیانقطة شبیر [شَبَّر] وَ شُبَیْر» دیده‏ام ولى نام‌هاى ایشان را نمیدانم؛ (اکنون بیان فرما) پس از حسین علیه السّلام چند وصىّ باشند و نامشان چیست؟

حضرت فرمود:

«تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ وَ الْمَهْدِیُّ مِنْهُمْ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ الْحُسَیْنِ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ ابْنُهُ عَلِیٌّ وَ یُلَقَّبُ بِزَیْنِ الْعَابِدِینَ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ عَلِیٍّ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ یُدْعَى بِالْبَاقِرِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ مُحَمَّدٍ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ ابْنُهُ جَعْفَرٌ یُدْعَى بِالصَّادِقِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ جَعْفَرٍ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ ابْنُهُ مُوسَى یُدْعَى بِالْکَاظِمِ ثُمَّ إِذَا انْتَهَتْ مُدَّةُ مُوسَى قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ ابْنُهُ عَلِیٌّ یُدْعَى بِالرِّضَا فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ عَلِیٍّ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ یُدْعَى بِالزَّکِیِّ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ مُحَمَّدٍ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ عَلِیٌّ ابْنُهُ یُدْعَى بِالنَّقِیِّ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ عَلِیٍّ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ الْحَسَنُ ابْنُهُ یُدْعَى بِالْأَمِینِ ثُمَّ یَغِیبُ عَنْهُمْ إِمَامُهُمْ»

نه تن از صلب حسین (علیه‌السلام) هستند و مهدى (علیه‌السلام) از آنها است؛ و همین که دوران حسین (علیه‌السلام) سپرى شود فرزندش على (علیه‌السلام) به امر (امامت) پس از وى قیام میکند و او ملقّب به «زین العابدین» است؛ و چون دوران او سپرى گردد فرزندش محمد (علیه‌السلام) که او را «باقر» می‌خوانند به امر (امامت) پس از وى قیام میکند؛ و چون زمان او به پایان رسد فرزندش جعفر (علیه‌السلام) که به «صادق» خوانده شود به امر (امامت) قیام میکند؛ و چون زمان جعفر به آخر رسد فرزندش موسى (علیه‌السلام) که «کاظم» خوانده شود، به امر (امامت) پس از وى قیام کند؛ سپس هنگامى که روزگار موسى (علیه‌السلام) سپرى گردد، فرزندش على (علیه‌السلام) که «رضا» خوانده شود، به امر (دین) قیام میکند؛ و چون دوران على (علیه‌السلام) سپرى شود فرزندش محمد (علیه‌السلام) که «زکى» نامیده شود به آن امر قیام کند؛ و چون زمان محمد (علیه‌السلام) منقضى گردد فرزندش على (علیه‌السلام) که «نقى» خوانده شود به این امر (امامت) قیام کند؛ و چون دوران على (علیه‌السلام) بگذرد فرزندش حسن (علیه‌السلام) که او را «امین» میخوانند به این امر قیام می‌کند؛ سپس امامشان از نظر آنها پنهان گردد.

عرض کرد: آنکه پنهان شود حسن (علیه‌السلام) است؟

فرمود:

«لَا وَ لَکِنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ»

نه، پسر اوست.

عرض کرد: اى رسول خدا! نامش چیست؟

فرمود:

«لَا یُسَمَّى حَتَّى یُظْهِرَهُ اللَّهُ»

نامش برده نشود تا آنگاه که ظاهر شود.

جندل عرض کرد: اى رسول خدا! ذکر ایشان را در تورات دیده‏ایم و موسى بن عمران (علیه السلام) به تو و اوصیاء بعد از تو که از ذریّه‏ات هستند ما را مژده داده است.

پس حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله این آیه را تلاوت نمود که:

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ‏ أَمْناً»[1]

خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى نیک انجام داده‏اند وعده فرموده که آنها را جانشین خود در زمین قرار دهد، چنان که جانشین گردانید آنان که پیش از ایشان بودند؛ و هر آینه فرمانروا گرداند براى ایشان دینشان را که آن دین را برای آنها پسندید است؛ و هر آینه پس از ترسشان به ایشان آسایش دهد.

 جندل عرض کرد: ترسشان چیست؟

حضرت فرمود:

«یَا جُنْدَبُ فِی زَمَنِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ سُلْطَانٌ یَعْتَرِیهِ وَ یُؤْذِیهِ فَإِذَا عَجَّلَ اللَّهُ خُرُوجَ قَائِمِنَا یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»

اى جندل! در زمان هر یک از آنان شیطانى (و سلطان ظالمى) است که متعرض آنان گردد و ایشان را آزار دهد، پس هنگامى که خداوند در خروج قائم ما تعجیل فرماید (و خروج کند) زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد.

سپس فرمود:

«طُوبَى لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ طُوبَى لِلْمُتَّقِینَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِکَ وَصَفَهُمْ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ قَالَ‏ "الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ"[2]‏ وَ قَالَ‏ "أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ"[3]‏»

خوشا به حال کسانى که بر دوستى ایشان استوار باشند؛ آنان کسانى هستند که خداوند در قرآن وصفشان فرموده (در آنجا) که فرماید «کسانى که ایمان به غیب آوردند»؛ و (در جاى دیگر) فرموده: «ایشانند حزب خدا و آگاه باشید که حزب خداوند رستگارانند.[4]



[1] سوره نور، آیه 55

[2] سوره بقره، آیه 4

[3] سوره مجادله، آیه 22

[4] کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص 57 الی 60؛ الإنصاف فی النص على الأئمة الإثنی عشرعلیهم‌السلام، ترجمه رسولى محلاتى، ص 433 الی 436

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی