یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛ یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب: حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

برای اینکه اوج مظلومیت امام حسن علیه‌السلام را درک کنیم، بهتر است ببینیم یاران آن حضرت و کسانی که ایشان را در جنگ با معاویه همراهی می‌کردند، چه کسانی بودند.

مرحوم شیخ مفید لشکر حضرت امام حسن علیه‌السلام را این چنین توصیف می کند:

«سَارَ مُعَاوِیَةُ نَحْوَ الْعِرَاقِ لِیَغْلِبَ عَلَیْهِ فَلَمَّا بَلَغَ جِسْرَ مَنْبِجٍ‏ َحَرَّکَ الْحَسَنُ ع وَ بَعَثَ حُجْرَ بْنَ عَدِیٍّ فَأَمَرَ الْعُمَّالَ بِالْمَسِیرِ وَ اسْتَنْفَرَ النَّاسَ لِلْجِهَادِ فَتَثَاقَلُوا عَنْهُ ثُمَّ خَفَّ مَعَهُ أَخْلَاطٌ مِنَ النَّاسِ بَعْضُهُمْ شِیعَةٌ لَهُ وَ لِأَبِیهِ ع وَ بَعْضُهُمْ مُحَکِّمَةٌ یُؤْثِرُونَ قِتَالَ مُعَاوِیَةَ بِکُلِّ حِیلَةٍ وَ بَعْضُهُمْ أَصْحَابُ فِتَنٍ وَ طَمَعٍ فِی الْغَنَائِمِ وَ بَعْضُهُمْ شُکَّاکٌ وَ بَعْضُهُمْ أَصْحَابُ عَصَبِیَّةٍ اتَّبَعُوا رُؤَسَاءَ قَبَائِلِهِمْ لَا یَرْجِعُونَ إِلَى دِینٍ».[1]

معاویه براى پیروز شدن بر آن حضرت علیه‌السلام به سوى عراق رهسپار شد و چون به جسر شهر منبج (که در ده فرسنگى حلب میباشد) رسید، امام حسن علیه‌السلام نیز از این سو جنبش کرد و حجربن‌‌عدى (یکى از شیعیان آن حضرت و یار باوفاى امیرالمؤمنین علیه‌السلام) را به سوى فرمانداران خود (در شهرها) گسیل داشت که ایشان را دستور کوچ دهد و مردم را به جهاد (با دشمن) برانگیزد.

پس مردم در آغاز کندى و اهمال کردند؛ سپس (با سختى) گردن نهاده به راه افتادند.

اینان (که با آن حضرت بودند) گروه‌هاى گوناگونى از مردم بودند؛ برخى شیعیان خود و پدرش بودند؛ و برخى از خوارج بودند که اینان هدفشان تنها جنگ با معاویه بود (اگر چه علاقه نیز بامام علیه‌السلام نداشتند ولى) از هر راهى میسر بود (می‌خواستند با او بجنگند)؛ و برخى از آنان مردمانى فتنه‌جو و طمع‌کار در غنیمت‌هاى جنگى بودند؛ و برخى دو دل بودند و عقیده و ایمان محکمى در باره آن حضرت نداشتند؛ و برخى روى غیرت و تعصب قومى و پیروى از سران قبائل خود آمده بودند و دین و ایمانى نداشتند.[2]


از این حکایت تاریخی می‌توان فهمید که یکی از دلایل صلح حضرت امام حسن علیه‌السلام با معاویه کمبود اعوان و انصار بود.


[1] الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص 10

[2] ترجمه رسولى محلاتى از ارشاد، ج‏2، ص 6 و 7

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی