یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛ یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب: حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

راه درمان رزیلۀ «عُجب»

جمعه, ۷ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۵۵ ق.ظ

یکی از خصلتهای مذموم که در آیات و روایت از آن نهی شده است، رزیلۀ «عُجب» است.

مرحوم ملا احمد نراقی عجب را چنین تعریف کرده که: «آدمى به جهت کمالى که در خود بیند خود را بزرگ شمارد؛ خواه آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد و خودش خیال کند که آن کمال را دارد؛ و خواه آن صفتى را که دارد و به آن مى‏بالد، در واقع هم کمال باشد یا کمال نباشد».[1]

 

راه درمان خصلت نکوهیدۀ «عجب» این است که انسان بعد از شناخت پرواردگار و عظمت او، حقیقت خودش را بشناسد؛ تفکر کند که خودش کیست؟ چه کسی او را خلق کرده است و از چه چیزی خلق شده است و پایان مسیرش کجاست؟!


بهترین بیان در معرفی این انسان گرفتار به رزیلۀ «عجب»، در قرآن آمده که فرمود:

«قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ مِنْ أَیِّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبیلَ یَسَّرَهُ ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ»[2]

خدا بکشد انسان را که چقدر کفرانگر است! مگر خدا او را از چه خلق کرده که به خود اجازه کفران مى‏دهد؟! مبدأ خلقتش نطفه‏اى بوده که بعداً او را در ذات و صفات و افعال تقدیر نمود و سپس راه سعادتش را آسان و فراهم کرد؛ آن گاه دچار مرگ و سپس داخل قبرش ساخت و سپس هر وقت بخواهد دوباره زنده‏اش مى‏‌ند.

 

از حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز روایت شده که فرمودند:

«مَا لِابْنِ‏ آدَمَ‏ وَ الْعُجْبَ‏ وَ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ مَذِرَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ قَذِرَةٌ وَ هُوَ بَیْنَ ذَلِکَ یَحْمِلُ الْعَذَرَةَ»[3]

پسر آدم را با خودبینى چه کار؟! و حال آنکه اوّل او نطفه‏ای است فاسد و آخر او مرداری است گندیده و او در میان این دو حال عذره (یعنى فضله خود که همیشه با خود دارد) را حمل می‌کند!



[1] معراج‏السعادة، ج2، ص 265

[2] سورۀ عبس؛ آیات 17 الی 22

[3] عیون الحکم و المواعظ (للیثی)؛ ص 479

عجب

نظرات  (۱)

  • اسرافیل مهدوی
  • سلام و عرض ادب.
    ای کاش پاراگراف دوم که هدف اصلی این متن یعنی «راه درمان رذیله عجب» است را بیشتر توضیح می دادید.
    ممنون و سپاس.
    پاسخ:
    سلام و عرض ادب
    ممنون از تذکرتون
    میتونید به کتاب «معراج ‏السعادة ج2 ص 268 مراجعه بفرمایید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی