یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛ یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب: حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

در یکی از مناجات‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است:

«إِلَهِی‏ إِنْ‏ عَفَوْتَ‏ فَبِفَضْلِکَ‏ وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَبِعَدْلِک‏»[1]

خدایا اگر مرا عفو کنى، به سبب فضل خودت مرا بخشیده ‏اى (درحالی که من مستحق بخشش تو نبوده‌ام) و اگر مرا عذاب کنى، از روى عدل خودت عذاب نموده‌ای (و من مستحق آن عذاب بوده‌ام).

 

نکته ای که در این بیان نورانی به آن اشاره شده، عبارت است از اینکه «فضل الهی» چیزی غیر از «ثواب» و غیر از «عوض» است؛ همچنان که متکلمین نیز به آن توجه داشته‌اند.[2] با این توضیح که:

عوض و منفعتى که از خداوند به ما انسانها مى‏ رسد از سه حال خارج نیست:

1- یا انسان استحقاق آن را نداشته و اگر خداوند به او ندهد خلاف عدل نیست ولى مع ذلک کلّه آن عوض را مى‏دهد نام این قسم از اعطاء تفضل است فى المثل شخصى از دنیا مى ‏رود درحالى‏که نمازها و روزه‏ هاى واجبى هم به گردن دارد و شخص دیگر اجیر شده و مزدورى مى ‏کند و به نیابت از او این افعال را بجا مى ‏آورد در اینجا میت مستحق ثواب نشده ولى خداوند تفضل فرموده و پاداش این کار را به او مى ‏دهد.

2- و یا انسان استحقاق این عوض را داشته و اگر خداوند به او ندهد ظلم است و این استحقاق هم در سایه تحمل مشقات بسیارى است که از جانب‏ خداوند به او رسیده است؛ مثل درد، بیمارى، فقر، زلزله و ... حال آنچه را که در برابر این مشقات به انسان مى‏دهند عوض نام دارد و در این جهت مسلمان و کافر، صغیر و کبیر، عاقل و مجنون مساوى‏اند.

3- و یا انسان استحقاق آن عوض را پیدا کرده در سایه مشقاتى که در راه اطاعت پروردگار با قصد قربت متحمل شده، آن هم به اختیار خودش و چنین منفعتى ثواب نامیده مى ‏شود و ویژگى آن عبارت است از اینکه همراه با تعظیم و اجلال است.[3]



[1] البلد الأمین و الدرع الحصین، ص317

[2] کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص 332

[3] شرح کشف المراد، علی محمدی، ص 318 و 319

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی