یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم.
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست دهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛ و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود؛
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند که به عبارت خود قرآن «أحسن الحدیث» است؛
و یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند که خودشان دربارۀ آن فرموده‌اند: «حدیث ما دل‌ها را زنده می‌کند».
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌ و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم

«کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ»

از اولین روز از سال هزاروچهارصد هجری شمسی به یاری خداوند هر روز یک صفحه از قرآن را تلاوت کرده و یک درس از آن صفحه قرآن را فرا می گیریمامید است که خداوند توفیق ادامه دادن این برنامه نورانی را عنایت فرماید.

درسی از صفحه نود و دوم قرآن کریم  

خداوند در قرآن کریم از معاد با تعبیر « لا رَیْبَ فِیهِ» (روزی که هیچ تردیدى در واقع شدن آن نیستیاد کرده است؛ مثل این آیه که می‌‌فرماید:

درسی از صفحه نود و یکم قرآن کریم  

از اَنس نیز روایت شده که میگویدروزی در محضر امام بودمیکی از کنیزان ایشان با شاخه گلی در دست وارد شد و آن را به امام تقدیم کردحضرت گل را از او گرفت و فرمود: «برو تو آزادی»!

یکی از مناظرات مشهور حضرت امام رضا علیه‌السلام مناظرۀ آن حضرت با «عمران صابی» بود.

در میان این مناظره، وقتی هنگام نماز فرا رسید امام رضا علیه السلام مناظره را قطع نمود.

عمران صابی که تحت تأثیر سخنان آن حضرت قرار گرفته بود به حضرت عرض کرد: «آقا بحث و سخن مرا قطع نفرمائید؛ قلب من رقت یافته و دلم تکان خورده است».

در این هنگام حضرت فرمودند ...

مأمون می‌خواست تا با آوردن حضرت امام رضا علیه‌السلام در دستگاه خود، به خلافت ناحقش مشروعیت ببخشد.

امام رضا علیه‌السلام که متوجه این دسیسۀ مأمون بود، برای مقابله با این توطئۀ، عدم رضایت خود نسبت به رفتن به مرکز خلافت مأمون را به مردم نشان داد تا بفهماند که رفتنش به خراسان به معنی مشروعیت خلافت مأمون نیست؛ بلکه او مجبور به این سفر شده است.

یکی از این اقدامات این بود که آن حضرت هنگام خروج از مدینه، خانوادۀ خود را جمع نمود و از آنان خواست تا برایش گریه کنند.

روایت شده که روزی مردی وارد مجلس حضرت امام رضا علیه السلام شد و عرض کرد: «سلام بر تو ای پسر رسول خدا؛ من مردى از دوست‌داران تو و پدرانت هستم؛ از مکه مى‌آیم؛ مال خود را گم کردم؛ اگر صلاح بدانید آنقدر که مرا به وطنم برساند به من کمک فرمائید تا به شهر خود برسم؛ در آنجا من اموالی دارم و خدا مرا از نعمت خویش بهره‌مند کرده است؛ وقتى به شهر خود رسیدم آنچه به من عنایت کرده‌اید را از طرف شما صدقه می‌دهم ...

از امام جواد علیه‌السلام روایت شده که «به‌خدا سوگند کسی که حضرت امام رضا علیه‌السلام را درحالی که به حق آن حضرت عارف است زیارت کند، زیارتش معادل هزار هزار حج است (و به او ثواب یک ملیون حج داده می‌شود)»

دربارۀ این‌که حق امام رضا علیه‌السلام چیست که زیارت همراه با معرفت به این حق چنین فضیلتی را دارد، بهتر است به روایتی مراجعه کنیم که در آن حق امام علیه‌السلام بیان شده است...

امام رضا علیه‌السلام نمونۀ کاملی از کسانی بود که مؤدب به ادب الهی و مزین به آداب اخلاقی بودند.

از ابراهیم‌بن‌عباس روایت شده که در مورد اخلاق و فضائل حضرت امام رضا علیه‌السلام گفته است:

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در یک روایت نورانی، امام رضا علیه‌السلام را به اوصافی ستودند که عبارتند از:

روایت شده که حضرت امام رضا علیه‌السلام وارد حمام شد. شخصى که آن حضرت را نمی‌شناخت خطاب به ایشان گفت: مرا دلاکى کن. آن حضرت شروع کرد به کیسه کشیدن به بدن او نمود...

درسی از صفحه نود قرآن کریم 
دنیا و عرصۀ زندگی همواره صحنۀ رویارویی دو جبهۀ حق و باطل بوده ‌است. این رویارویی در قرآن کریم، چنین به تصویر کشیده شده است: